زندگینامه یک یوگی

فصل ۲۶
دانش کریا یوگا

دانش کریا یوگا، که در این صفحات بسیار از آن نام برده شده، در هند معاصر با پشتکار لاهری مهاشایا، گوروی گورویم، بطرز گسترده ای شناسانده شده است. ریشه سانسکریت کریا "کری" (کار) است، عمل و عکس العمل. همین ریشه در واژه کارما میاید، که اصل طبیعی علت و معلول است. بنابراین کریا یوگا "یکی شدن (یوگا) با لایتناهی است بوسیله انجام یک کار یا روش." یک یوگی که وفادارانه و با پشتکار این تکنیک را دنبال میکند به تدریج از کارما و زنجیر جهانی علت و معلول رهایی میابد.

بخاطر آیین خاص یوگایی، من نمیتوانم در این کتاب که برای عموم نوشته شده توضیحات کاملی در مورد کریا یوگا بنویسم. خود تکنیک را فقط میتوان از یک کریابان یا کریا یوگی فرا گرفت. بنابراین اینجا به اشاره ای عمومی بستنده میکنم.

کریا یوگا یک روش ساده روانی-فیزیولوژیکی است که خون انسان را کربنزدایی کرده و با اکسیژن نیرو میبخشد. اتمهای این اکسیژن افزوده به جریانهایی زندگی بخش تبدیل میشوند و مغز و مراکز ستون فقرات را جوانی میدهند.* با جلوگیری از جمع شدن خون وریدی، یک یوگی میتواند پدیده فرسایش و پیر شدن بافتها را کاهش دهد یا متوقف کند. یک یوگی متخصص میتواند سلول هایش را به انرژی خالص تبدیل کند. الیاس، عیسی، کبیر و پیامبران دیگر از جمله استادان روش کریا یا تکنیکی مشابه آن بوده اند. آنان به طریق آن میتوانستند بدنشان را هر وقت که بخواهند ناپدید کنند.

کریا دانشی کهن است. لاهری مهاشایا از گوروی خودش باباجی آنرا گرفته. باباجی، پس از آنکه این تکنیک در قرون تاریک بدست فراموشی داده شده بود، آنرا دوباره کشف کرد و به روشنی شرح داد.

باباجی به لاهری مهاشایا گفت " کریا یوگایی که من در این سده نوزدهم از طریق تو به دنیا میدهم دوباره زنده کردن همان دانشی است که هزاران سال پیش کریشنا به آرجونا داد، که بعدها پتانجالی آنرا شناخت و همچنین مسیح و سنت جان و مریدان دیگر."

کریشنا، پیامبر بزرگ هند، در قطعه ای از باگاوادگیتا از کریا یوگا نام برده است: "با اعطای دم به بازدم، و بازدم به دم، یک یوگی هر دو بخش تنفس را خنثی میکند. چنین است که او نیروی جانبخش را از قلب رها میکند و آنرا مهار میسازد."* تفسیر آن چنین است: "یوگی فرسایش و پیری را با افزودن یک نیروی زندگی بخش در بدن متوقف میکند. او همچنین جلوی تغییرات رشدی را بوسیله آپان (جریان خنثی کننده) میگیرد. به این طریق او، با آرام کردن قلب، فرسایش و رشد را از بین میبرد و مهار ساختن زنده بودن را میاموزد."

کریشنا همچنین اشاره میکند که، در یکی از زندگی های پیشینش، او بوده که یوگای فنا ناپذیر را به پارسایی بنام ویواسوات منتقل کرده، که او هم مطقابلا به مانو، قانونگذار بزرگ داده.* او هم آنرا به ایکشواکو داده، که پدر خاندان جنگجویان خورشیدی هند است. اینچنین یوگای شاهی دست به دست توسط ریشیها محفوظ داشته شد تا اینکه عصر مادیگرایی رسید.* آندم بخاطر بی اعتنایی مردم و پنهان کاری روحانیان این دانش مقدس کم کم از دسترس عموم خارج شد.

پارسای کهن پاتانجلی، بزرگترین مبلغ و معرف یوگا، به کریا یوگا دو بار اشاره کرده است و نوشته: "کریا یوگا شامل تربیت بدن و کنترل ذهن و مدیتیشن بر اوم (Aum) است."* پاتانجالی از خدا به عنوان خود صدای آسمانی اوم سخن میگوید که در هنگام مدیتیشن شنیده میشود.* اوم کلمه خالق (Creative Word) است،* صدای موتور لرزان (Vibratory Motor). حتی تازه کاران یوگا هم بزودی صدای حیرت آور و زیبای اوم را در درون میشنوند. با دریافت این تشویق معنوی، عبادت گر خاطر جمع میشود که براستی به اعماق الهی دسترسی دارد.

بار دومی که پاتانجالی به کنترل زندگی یا تکنیک کریا اشاره میکند این است: "آزادی و سعادت تنها با آن پرانامایی بدست آوردنی است که طی آن پدیده دم و بازدم مهار میشود."*

سنت پال کریا یوگا یا تکنینکی مشابه آن بلد بوده است، که توسط آن جریانات زندگی را میتوانست از حواس بگیرد یا باز بدهد. به این دلیل او میتوانست بگوید: "همانا، باید بگویم که با عشق و سرور ما که من برای مسیح دارم، من هر روز جان میدهم."* او روزانه، با گرفتن نیروی زندگانی از بدنش، با عشق (سرور جاودانه) در آگاهی مسیح (Christ consciousness) به یگانگی یوگا میپیوست. در آن حالت مسرور، او در مرگ خودش از جهان واهی مایا آگاه بود.

طی مراحل اولیه تماس با حضرت حق (سابیکالپا سمادی) آگاهی فرد زاهد در روح خداوندی ادغام میشود. نیروی زندگانی او از بدن خارج میشود، که حال بنظر "مرده" میاید و یا بیحرکت و سنگ مانند. یوگی کاملا به این حالت سکون بدنش آگاه است. اما با پیشرفت عمیقتر معنوی (نیربیکالپا سمادی) او گفتگوی با خداوند را بدون توجهی به تنش ادامه میدهد. او هنگام بیداری و هوشیاری هم، حتی به وقت مشغولیت های سنگین امور روزمره، در این آگاهی و حالت والا میماند.

سری یوکتشوار به دانش آموزانش میگفت: "کریا یوگا وسیله ای است که با آن تکامل بشر میتواند سرعت بگیرد. یوگیان باستان دریافتند که راز آگاهی آسمانی به تسلط در تنفس بسیار مربوط است. این حکمت هدیه منحصر به فرد و جاودانه هند به خزانه دانش جهانی است. نیروی جانبخش، که بطور معمول صرف زدن قلب میشود، به یاری روشی برای آرام کردن و ایستاندن نیاز بی وقفه تنقس، باید که به قصد انجام فعالیت های والا تری آزاد شود."

یک کریا یوگی با اراده ذهن خود نیروی جانبخش را دور شش مرکز ستون فقرات (شبکه های: مدولا - medula، گردن - cervical، پشتی یا سینه - dorsal، کمر - lumbar، خاجی - sacral و دنبالچه - coccygeal) بالا و پایین میچرخاند. این ها هم به دوازده نشانه اختری زودیاک مربوط میشوند که سمبل بشر آسمانی است. نیم دقیقه چرخش انرژی گرد طناب حساس ستون فقرات بطرز پنهانیی باعث پیشرفت او در تکاملش میشود. آن نیم دقیقه کریا معادل یکسال پیشرفت طبیعی معنوی است.

سیستم اختری انسان، همراه شش صور فلکی درونیش (دوازده با حساب قطبیت) که دور خورشید دانایی مطلق چشم معنوی (چشم سوم)، و خورشید فیزیکی و دوازه نشانه زودیاک با هم ارتباط دارند. بنابراین هر انسان تحت تاثیر هر دو جهان درون و بیرون است. ریشیان باستان کشف کردند که محیط زمینی و آسمانی انسان، طی چرخه های دوازده ساله، او را در مسیر طبیعیش راه میبرند. کتب مقدس خبر میدهند که بشر از راه طبیعی یک میلیون سال بدون بیماری نیاز دارد تا مغز انسانیش را به کمال اظهار آگاهی آسمانی برساند.

یک هزار کریا که طی هشت ساعت انجام میشود یک یوگی را ظرف یکروز معادل هزار سال تکامل طبیعی جلو میبرد: ۳۶۵،۰۰۰ سال تکامل طی یکسال. به این ترتیب در سه سال یک کریا یوگی بوسیله اراده و کوشش شخصی هوشمندش میتواند به نتیجه ای برسد که یک میلیون سال کار طبیعی میطلبد. این میانبر کریا را، البته، تنها یوگی های بسیار پیشرفته میتوانند طی کنند. با راهنمایی یک گورو، چنین یوگیانی با دقت تن و مغزشان را برای دریافت نیرویی که با این تمرین دشوار بدست میاید آماده کرده اند.

یک کریا یوگی تازه کار تمرین یوگایی خود را تنها چهارده تا بیست و هشت بار، دو بار در روز، انجام میدهد. شماری از یوگیان موفق میشوند که ظرف شش یا دوازده یا بیست و چهار یا چهل و هشت سال به سعادت آزادی دست پیدا کنند. یک یوگی که پیش از تحقق کامل جان میدهد کارمای خوب کریاهای گذشته اش را به همراه خود میبرد. او با تولد دوباره اش بطرز طبیعیی دوباره راه تحقق هدف الهیش را ادامه میدهد.

بدن یک انسان معمولی مانند یک لامپ پنجاه وات است، که گنجایش میلیاردها وات انرژیی که با انجام بیش از حد کریا برمیخیزد را ندارد. با افزایش تدریجی و متداوم روش ساده و بی نقص کریا، تن شخص روز به روز نجوما متحول میشود و سرانجام توانایی ابراز پتانسیل بینهایت انرژی کیهانی را پیدا میکند، که اولین تجلی مادی روح خداوند است.

هیچ ارتباطی میان کریا یوگا و تمرین های غیر طبیعی تنفسیی که برخی از افراد نادان و گمراه میاموزند نیست. روش آنها در به زور نفس را در ریه ها حبس کردن نه تنها طبیعی نیست بلکه بسیار ناخوشایند است. اما کریا از همان ابتدا با آرامش افزون و حس خوب و تسکین دهنده ای که آن در ستون فقرات پدید میاورد همراه است.

این تکنینک باستانی نفس (دم) را به ذهن تبدیل میکند. با پیشرفت در معنویت میتوان نفس را در قالب یک حرکت ذهن شناخت، یک نفس در رویا.

مثال های بسیاری در مورد رابطه ریاضی میان سرعت تنفس یک فرد و تغییرات حاصل در حال و مرحله ذهنیت و آگاهی او میتوان آورد. کسی که حواسش تماما متمرکز است، مانند گوش دادن به یک استدلال منطقی پیچیده یا قصد انجام یک کار سخت فیزیکی، بطور خود به خود تنفسش بسیار یواش میشود. میزان دقت به آرامی تنفس بستگی دارد. حالات مضر احساسی مثل ترس و شهوت و عصبانیت همیشه تنفس را تند و نامیزان میکنند. میمون پر جنب و جوش ۳۲ بار دقیقه نفس میکشد. سرعت تنفس انسان اما ۱۸ بار در دقیقه است. فیل و لاکپشت و مار و جانوران دیگری که عمری طولانی دارند دارای تنفسی هستند که از انسان کند تر است. برای مثال لاکپشت که ممکن است ۳۰۰ سال عمر کند تنها ۴ بار در دقیقه نفس میکشد.*

دلیل اینکه بدن انسان در خواب جوانی میبخشد این است که شخص بطور موقتی آگاهی به بدن و تنفسش را رها میکند. اینچنین است که یک فرد در حال خواب مثال یک یوگی میشود. هر شب او ناخواسته همچون یک یوگی شناسایی خود به عنوان یک بدن را کنار میگذارد و نیروی زندگی بخش را با جریانات شفا دهنده در مغز و شش مرکز دینام روی ستون فقرات ادغام میکند. به این ترتیب او بدون اینکه بداند به مخزن انرژی آسمانی که همه خلقت را حرکت میدهد دست پیدا میکند.

یک یوگی داوطلبانه و آگاهانه یک کار طبیعی و ساده را انجام میدهد، که با شخصی که در خواب و ناخوداگاهی است تفاوت دارد. یک کریا یوگی با این روش تمام سلولهایش را با نوری تمام نشدنی اشباع میکند و آنها را در حالتی مغناطیسی شده نگاه میدارد. او از یک طریق علمی نیاز به تنفس را از میان میبرد، بدون آنکه به حالت ناخودآگاهی یا بیهوشی بیافتد.

کریا کاری میکند که نیروی جانبخش در حواس هدر نرود و در عوض برای باز پیوستن به انرژیهایی پنهانی در ستون فقرات متمرکز شود. با چنین تقویت زندگی، سلولهای بدن و مغز یوگی با معجونی معنوی برق میگیرند. به این ترتیب او خود را از مشاهده و تجربه قوانین آموخته طبیعی رها میسازد، قوانینی که بواسطه خوراک لازم و نور آفتاب و افکار نیک او را تنها غیر مستقیم و با دور زدن های ابدی میتوانند بسوی هدفی یک میلیون ساله راه ببرند. مشاهده حتی کوچکترین تغییر قابل ملاحظه ای در ساختار مغز دوازده سال زندگی سالم طول میکشد. یک میلیون چرخش خورشیدی لازم است تا اصلاح مغزی لازم برای تجلی آگاهی الهی انجام پذیر شود.

با باز کردن گره نفس (دم) که جان و روح را به تن میبندد، کریا عمر را طولانی میکند و میزان آگاهی را تا بینهایت بزرگ میکند. این روش یوگا دعوای میان ذهن و حواس محدود به مادیات را مهار میکند و شخص جوینده را برای دوباره دست یافتن به قلمروی جاودانه رها میکند. او میداند که سرشت راستین او نه به تن فیزیکی بسته است و نه به مرگ، که سمبل زندانی فانی بودن به هوا و خواستهای طبیعی اولیه است.

درون بینی یا "در خلوت نشستن" به قصد جداسازی ذهن و حواس امری غیر طبیعی است، چون آنها با نیروی جانبخش به هم پیوسته شده اند. ذهن غرق در تعمق، که در تلاش بازگشت به الوهیت است، مرتب با جریانات زندگی به سوی حواس کشیده میشود. کریا، با کنترل مستقیم ذهن بوسیله نیروی جانبخش، آسانترین و موثرترین و علمی ترین راه حرکت بسوی لایتناهی است. در مقایسه با درشکه راه مذهب و دینداری بسوی خداوند، کریا را میتوان به راستی راه "هواپیمایی" بسوی خدا دانست.

دانش یوگایی نتیجه ملاحظات تجربی در همه انواع کار تمرکز و مدیتیشن است. یوگا به جوینده می آموزد که چطور با اراده خودش جریان زندگی را در حواس پنجگانه بینایی، سمعی، بویایی، چشایی و لامسه خاموش و روشن کند. با بر گرفتن چنین توانی یک یوگی به آسانی ذهنش را با حیطه های الهی یا جهان مادی یکی میکند. دیگر نیروی زندگیبخش نمیتواند او را ناخواسته به حوزه دنیوی حواس و افکار مغشوش بکشاند. با رسیدن به درجه استادی در مهار تن و ذهن، یک کریا یوگی سرانجام در برابر "دشمن نهایی" یعنی مرگ به پیروزی میرسد.

و اینچنین تو مرگ را خوراک خود میسازی، همانطور که مرگ انسانها را خوراک خودش میکند: و مرگ، حالا مرده، دیگر چه مردنی امکان دارد؟*

زندگی یک کریا یوگی پرتجربه بجای زیر تاثیر اعمال گذشته بودن تحت کنترل راهنمایی روح و جان است. به این طریق پارسا راه کند و حلزونی و تکاملی اعمال نفس پرورده خوب و بد زندگی معمولی را با پرواز عقاب عوض میکند.

این روش اعلای زندگی در روح و جان یک یوگی را آزاد میکند، چون با ترک زندان (ضمیر) نفس او هوای حضور در همه جا را می آشامد. اسارت زندگی طبیعی، در تضاد آن، تحقیر آمیزانه آهسته و کند است. انسان اگر تسلیم قانون تکاملی باشد باید بداند که امکانی برای خواستن عجله کردن از طبیعت نیست. او اگر زندگانیش را بدون لغزشی از قوانین فیزیکی و روانی خود بسر کند، باز هم یک میلیون سال زندگی و دوباره بدنیا آمدن تا آزادی نهایی طول میکشد.

راههای تلسکوپی یوگی ها، در رها کردن شناسایی خود در جسم و روان و در عوض یافتن شخصیت در روح و جان، آنان را در برابر کسانی که هزار هزار سال مقاومت میکنند متمایز میکنند. این رقم برای یک فرد معمولی بزرگتر است، چرا که او حتی با طبیعت هم همسازی ندارد، چه برسد که با جان و روحش. در عوض او خود را در پیچیدگیهای غیر طبیعی گم میکند و بدن و اندیشه اش را از منطق شیرین طبیعت محروم میکند. برای او دو میلیون سال هم به ندرت برای رسیدن به سعادت بستنده است.

انسان زمینی به ندرت میفهمد یا هرگز نمیفهمد که بدن او یک قلمروی پادشاهی است، که در آن امپراتوری روح و جان، بر تاج و تخت جمجمه سر، به شش مرکز ستون فقرات یا کرات آگاهی حکومت میکند. این حکومت دینی یک امت بزرگ مطیع را زیر دست دارد: بیست و هفت هزار میلیارد سلول با هوشی بری از خطا و بلکه خودکار، که با آن همه وظایف رشد و تغییر و تجزیه بدن را انجام میدهند، و همچنین پنجاه میلیون پدیده درونی مثل فکر و احساس و نواسانات در آگاهی شخص در یک فرد به میانگین شصت ساله. هر نوع قیام قابل مشاهده این سلولهای بدن و مغزی نسبت به امپراتور جان، که به شکل بیماری و یا افسردگی جلوه گر میشود، تقصیر این شهروندان بیچاره نیست، بلکه دلیل آن سوء استفاده از فردیت یا اختیار عمل در گذشته یا زمان حال است. آزادی عملی که همزمان با روح و جان به او داده شده و باطل نشدنیست.

آدم، که خودش را تنها در قالب ضمیر سطحی نفس میشناسد، فراموش میکند که اوست که می اندیشد و حس میکند و غذا را هضم میکند و زنده اش نگاه میدارد. او هرگز با تعمق (تنها کمی لازم است!) به این حقیقت نمیرسد که در زندگی معمولیش او خودش هیچ نیست جز یک عروسک خیمه شب بازی به دست اعمال گذشته (کارما) و طبیعت و محیط. واکنش های فکری و احساسات و احوال و عادات هر انسان زیر تاثیر علل گذشته اند، چه طی عمر فعلی و چه زندگی های پیشین. اما روح و جان شاهانه بالا تر از سلطه این تاثیرات است. یک کریا یوگی به این حقایق و آزادیهای موقتی پشت پا میزند و همه این اوهام را کنار زده و به آزادی هستیش میرسد. همه متون آسمانی از فناناپذیری و تن مادی نبودن انسان سخن میگویند و او را یک روح زنده میخوانند. بوسیله کریا او میتواند حقیقت این متون را اثبات کند.

شانکارا در سده آیات (Century of Verses) معروفش مینویسد: "رسوم ظاهری نمیتوانند نادانی را از بین ببرند، چون این دو با هم تناقضی ندارند. تنها تحقق دانش و حکمت است که نادانی را سرنگون میسازد... دانش فقط با پرسش و جویا شدن میتواند حاصل شود. 'من کیستم؟ این جهان چگونه پدید آمده؟ چه کسی آنرا پدید آورده؟ دلیل وجود مادی آن چیست؟' اینها نمونه سوالاتی هستند که از آن سخن میگویم." عقل پاسخی برای این پرسش ها ندارد. برای همین ریشی ها یوگا را به عنوان راه جستن معنوی تکامل دادند.

کریا یوگا آن "مراسم آتش" واقعیی است که در باگاوادگیتا بسیار به آن اشاره شده. آتش پاکساز یوگا روشنی جاودانه می آورد و بنابراین بسیار با مراسم بیرونی و کم اثر با آتش فیزیکی متفاوت است، مراسمی که در آنها اغلب دریافت حقیقت هم، به همراهی سرود غمگسا، با دود عود میسوزد!

یک استاد یوگا، با خودداری از تمرکز فکر و حواس و اراده اش به هرگونه شناسایی خویشتن با خواسته های تن مادی، ذهنش را به نیروهای فرا آگاهی زیارتگاههای واقع در ستون فقرات پیوند میدهد. بدین ترتیب او زندگیی را که خداوند برای او میخواهد برمیگزیند، که نه زیر تاثیر خواسته های گذشته است و نه انگیزه های تازه یافته انسانی. چنین یوگیی به خواست اعلای خود دست میابد و در سعادت سرور جاودانه روح محفوظ خواهد ماند.

یک یوگی آرزوهای تو در تو و مارپیچ انسانی را به یک آتش توحیدی و بیتای مختص به خداوند پیشکش میکند. این همان آتش راستینی است که در رسوم یوگایی از آن یاد برده شده، که همه خواسته های گذشته و حال سوختی میشوند برای آتش عشق الهی. این آتش نهایی تمام جنون بشر را در خود میسوزاند و او را از هر گونه تفاله پاک میکند و خلوص میدهد. استخوانهایش از هر گوشت خواسته و تمایل برهنه میشوند و اسکلت کارمایش در خورشیدهای دانایی و حکمت ضد عفونی میگردد. سرانجام او پاکیزه است و در برابر انسان و خالق زشت و زننده نیست.

لرد کریشنا حاصل مندی و بی نقصی یوگا و فن آوری یک یوگی را چنین میستاید: "یک یوگی بالاتر از مرتاضان استاد تن و اندام است، حتی بالاتر از آنان که راه دانایی (گیانا یوگا) و یا کار و تلاش (کارما یوگا) را پیش میگیرند. ای مرید، ای آرجونا، یک یوگی باش!" *


* دانشمند شناخته شده دکتر جرج. دبلیو. کریل از کلیولند به سال ۱۹۴۰ خطاب به جمعی از انجمن آمریکایی پیشرفت علم آزمایشهایی را شرح داد که طی آنان ثابت میشد که همه بافتهای بدن از دید الکتریکی منفی هستند به غیر از بافتهای مغز و سیستم عصبی که قطب مثبت دارند چون اکسیژن جان بخش را سریعتر به خود میگیرند.
* باگاوادگیتا، ۴:۲۹.

* نویسنده شاستراهای ماناوا دارما. این موسسات قوانین ثبت شده عمومی هنوز هم در هند در اجرا هستند. محقق فرانسوی، لوییس ژاکولیو، مینویسد که تاریخ مانو "در شب عصر ماقبل تاریخ هند گم شده، و تاریخدانی پیدا نشده که جرات کند او را از سمت کهن ترین قانون گذار دنیا پایین بیاورد." در La Bible dans l'inde, برگ ۳۷-۳۳ ژاکولیه مراجع نوشتاری موازی می آورد برای اثبات اینکه قانون رومی جاستینین بطرز بسیار نزدیکی پیرو قوانین مانو هستند.

* آغاز عصر مادیگری، طبق گفتار متون مقدس هندو، سال ۳۱۰۲ قبل از میلاد است. این شروع عصر نزولی دواپارا (برگ ؟ را ببینید) است. محققان معاصری که بر این باورند که ۱۰،۰۰۰ سال پیش همه بشریت در عصر وحشیانه حجر غرق بوده، عموما هر سنت و باور تمدنهای خیلی کهن هند و چین و مصر و گوشه های دیگر را تنها "اسطوره" میخوانند.
* نوشته های قصار (aphorisms) پاتانجالی، ۲:۱. با آوردن اسم کریا یوگا، پاتانجالی یا دقیقا به تکنیکی که باباجی به ما آموخته اشاره میکند و یا تکنیکی بسیار مشابه. اینکه او از یک تکنینک کنترل زندگانی سخن میگوید با نوشته های قصار پاتانجالی، ۲:۴۹ اثبات میشود.

* مرجع بالا، ۱:۲۷.

* "در آغاز کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه همان خدا بود... همه چیز بدست او خلق شده و بی او مخلوقی خلق نشده." جان ۳-۱ : ۱. اوم وداها همان آمین مقدس مسلمانان شد و هام تبتی ها و آمن مسیحیان (معنای عبری آن اعتقاد و ایمان داشتن است). "اینها را آمن گفتند، آنان که ایمان دارند و شاهد راستین اند، آغاز خلق خداوند."

* همان مرجع ۲:۴۹.

* قرنتیان ۱۵:۳۱. "سرور ما" برگردان صحیح است و نه "سرور شما" که اغلب دیده میشود. اینجا سنت پال به همه جا بودن آگاهی مسیح اشاره دارد.

* کالپا یعنی زمان یا عصر. سابیکالپا یعنی بسته به زمان و تغییرات. هنوز روابطی به پراکریتی (مادی - ماده) باقی مانده. نیربیکالپا یعنی بی زمان و جاودانه و پایدار. این بالاترین مرحله سمادی است.
* بنا به کتابخانه لینکلن اطلاعات اساسی، ص ۱۰۳۰، لاکپشت بزرگ بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ عمر میکند.
* شکسپیر، غزل ۱۴۶
* باگاوادگیتا ۶:۴۶

< > >>